التجا


     

التجا

 

خداوندا به حق هفت  و چارت

به اعجا ز بلند کارزارت

 

به اشک پاک طفل بی کس و کوی

به روز پر ز جنجال و هیاهوی

 

به یارب یارب  شب زنده داران

به حق تلخی این روز گاران

 

به معراج محمد در شب تار

همه سیر و صفا ها را به یکبار

 

به ابراهیم آتش بسته در چاه

نه همدرد و نه همکیش و نه همراه

 

 به نومیدی  نشسته  بر سر راه

غریب و بی کس بی خانه و جاه

 

به ا شک چشم و نومیدی یعقوب

به حق صبر بی پایان ایوب

 

به زیبایی یوسف در بن قید  

 زلیخا را دلی خالی از امید

        به تنهایی  مر یم   در   پن  کوه

               پر درد  و پر از آه و پر     اندوه

به مو   سی  و اعصای پر ز  رازش

به عیسی و  کلام   پر   زنا  زش

              به فر  د و سی و نام شاهنامه

             به حا فظ حفظ نا م   جاو د ا نه

به مولانا  و آن سه تا کتابش

که شمس والدین  افگنده به آ بش

           به روح پاک عبدلله انصار

          که دلرا می برد از جا به یکبار

معیری  و  ا فکا ر  ا  ثیر ش

که عالم جاودانه شد اسیرش

 

به  شعر جاودان  فروغ فرخزاد

زنی     چون لاله  های سرخ آزاد   

 

بنا کا می   فر ها  د  ستم   کش

به روی خوب ان شیرین مهوش

    به مجنون و جنون ماندگارش

به ناز لیلی در آن روز گارش

به داروی   که دادند دست سهراب

زمانی میرسد کاو رفته در خواب

                  به من  تشای درویشان رهبر

                 به قلب سنگ هیبت زای قیصر

به حق سبزی این سبزه زاران

به  حق آ ب سر د جو یبا ر ا ن

               به گرمی  بها ر  مستی آ و ر

           به سردی  شتای پستی   آو ر

که اینم  د ه  و  آ نم د ه  چنا نم

که من از جمله این وآن رهانم

              یکی اینکه  زبان شاکرم ده

              دوم دیگر صفای باطنم  ده

زهم حرفی به نا کس باز  دارم

که با اهل سخن من راز دارم

             به ذکرت  این زبانم را بیاسان

             زفردای زمانم من  هرا سا  ن

که من تا زنده ام در فکر اینم

که هر گز  دل مهرت بر نگیرم            

             ساغر سرطان 1381

 

 

/ 31 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
از تبا رباران

با سلامی از سر صدق و راستی خا نه ای تازه بنا کرده ایم از جنس غزل خانه ای از طراوت عشق خانه از صفای دل در این خانه ی جدید همراه شما خواهیم بود با عاشقا نه ترنیها با زلال ترین احساس با نجابت محض با شما و برای شما خواهیم گفت که عشق از کدامین سمت غزل آغاز می شود به دیدارمان بیایید برایتان خواهیم گفت چرا عشق زیبا ترین بها نه ی خلقت است و آسما نی ترین ترا نه ی دفتر هستی. در انتظار حضور صمیما نه ی شما لحظه شمار دقایق قاصدکیم.

انجیلا پگاهی

سلام بر مژگان عزیز ، امیدوارم درین زمستان روزهای خوب( بهاری )داشته باشی!..

شکريه عرفانی

برايم احساس رقيق شعرهات دوست داشتنی است وسپاس از اينکه به من سر زدی

نيلا

سلام! عالی است! دکلمه شعر ها با صدای خودت است؟؟؟؟؟؟؟ هميشه موفق باشی

نيلا

سلام! زنده باد؟ افرين

نيلا

سلام! خوبيد؟ زنده باد! آفرين

داکتر رحمانی

سلام خدمت شاعر خوب و مستعد : چی زيبا سروده های را ديدم اينجا . چی دست نوشت های قشنگ . چی طرز تفکر عالی و بالا بلندی . بلاخره هر چی بگویم کم گفتم . در حقيقت نميشود در همين چند دقيقه يک شاعر خوش سرود را به تعريف گرفت . اما اينقدر ميتوانم بگويم که نوشته های شما ناب است . و در حقيقت برای من لذت کافی را نصيب کرد. راستی نا گفته نماند ميخواهم بدانم که شما همان مژگان سعادت که نيستيد ؟ زيرا من هم يک دوست خوبی ديگر هم دارم که بنام مژگان سعادت است . گفتم نشه او به يک باره گی دست به شعر و شاعری زده باشد . بهر صورت اين سوال را من کردم تا باشد حرف دل خود را واضحتر گفته باشم . حالا فرقی ندارد که شما کدام يکی از مژگان ها هستيد . بهر حال تاج چشم من هستيد همين طور که از اسم تان پيدا است ( مژگان ). ادامه دارد.........

داکتر رحمانی

ادامه .... ديگر اينکه خيلی مرا افتخار بخشيديد که به وبلاگ اين بيچاره تشريف فرما شده ايد . هميشه بيايد قدم ها شما بالای چشم . نشنیده ای که میگویند نان پیاز پیشانی باز . اين درگاه فقيرانه ما هميشه بر روی دوستان عزيز با محبت زياد باز است و علاقه دارم که اين رفت و آمد ها ادامه داشته باشد. پيازش را من آمده ميکنم . به اميد ديدار خدا حافظ

ظ - س

سلام وب خوبى داريد و از آن هم زيبا شعر شماست موفق باشيد من به تازه گى يك وب باز كردم در صفحهء نخست ۲ شعر از من است من از شعر چيزى نميدانم زياد نوشتم ولى كسى نخوانده نمى دانم چطور است اميد هم راهى كنيد وسلام