ناقوس کلیسا



bell.jpg

 

ناقوس کلیسا
در شهر شما بیکس و تنها شده بودم
مفتون تو گردیده و رسوا شده بودم
شبها زخیال تو نیا سود دو چشمم
واندر طلب ات دست تمنا شده بو د م
شاعر نشدم شعر شدم چون غزل ناب
جاری به لب ات گشته و زیبا شد ه بودم
یک صبح نها د م قد مم را به حر یمت
دیدی؟که چه شوریده و شیدا شده بودم
یک لحظه نشستم به کنار تو بچشمت
لیلی وش و شیرین و ذلیخا شده بودم
صد ناله ناگفته ء قلبم به لب افسرد
چون خنده گم گشته ء مینا شده بودم
(مژگان) دل آزرده و نا کا م تو بود م
سر گشته چو ناقوس کلیسا شده بودم

مژگان



در وصل تماشای تو اشکم سر مژگان
از لطف شفا بخش تـو بینا شده بودم
بینا
دیدم که چه شوریده و شیدا شده بودی
در بــزم غزل آفت دلهـــا شــــده بـــودی
امـــا تو ندیدی که چسان گریه نمـــودم
آن دم که پی قتل دل مــــا شده بودی
جهانمهر هروی
با قد رسا ی و خود با چشم سیاهم
آری به خدا قاتل دلها  شده  بود م
*                *            *

من نیز سراپا به تماشای نگاهت
دیوانه و در مانده و رسوا شده بودم

/ 71 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Shahla ایزدی

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قهقهه][قهقهه سلام . برگشتم به خانه ام بیا منتظرم دوستت دارم و شاد میخواهمت]

Shahla ایزدی

دست من بی دست گرمت در سراب زندگی تنها شود .............

شبگرد

سلام شاعر ارجمند و هم وطن گرامی! تعجب اس که مه در این چندماه شبگردی با این صفحه قشنگ آشنا نشدم. بسیار جالب هم قالب و هم محتوا وهمه اش تقریبا هماهنگ است. معلوم است که ذوق و شوق شعری خوبی داری و معذرت که مه با تاخیر با این وبلاگ آشنا می شوم.......مه از ذوق شعری محروم هستم اما کم و بیش می نویسممممممممممم برا همه و هیجکس.. نویسنده:شبگرد [http://www.f20.blogfa.com/]

najia

همین شعر را ...........................................[گل]

درویش کابلی

سلام و عرض ادب خدمت شما. بنده را با شعر تان تکه تکه کردید.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تشکر وفی امان الله

درویش کابلی

باعرض معذرت از بس که محو شعر شما شده بودم// ایمیل خودرا بکلی از یاد برده بودم تشکر

دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت, باز مشتاق نهانخانه ی چشمان تو شد! خیلی خودتو تحویل گرفتی ها................

امین

خیلی زحمت کشیدید و ممنون