جوزای مبهم

 

راستی دوستان !

دیروز سیزدهم جوزا سالی بر عمر بی بار و برگم افزوده شد . از دوستانی که با پیام های صمیمانه شان دلم را شاد کردند سپاسگذارم و از انهایی که هرگز یادی از سالروزم نکردند نیز متشکرم. چه ، گفته اند چیزی که عوض دارد گله ....هم دارد .

 

 

از    زندگــــی و از غم   ایام    خستـــــه ا م

 

از زاد  روز     خـویش به ناکام       خستـه ام

 

زادم بسال    چند ؟   به   جوازایی    مبهمـی

 

از سال و  ماه  مبهم   و بی نام   خســته    ام

 

عمرم ز سی  گذشت و یکی  دیگر   پی    اش

 

از روز هـــــا و از شب و   از   شام   خستـــه ام

 

جـــوزا که ماه گـــرم و تب آلود و خستـــه ایست"

 

از گرمـــــی و کثافت اش هـــــر بام خستــــه ام

 

از مریــــــــــم و مسیح و ز فرعــونیان مصــــــــر

یـــــــــــــــــکبار هم نگفتم از  اسلام خسته ام

 

چــــون لاله هـــــای دشت و  بیابان     تشنه ای

 

داغم بدل  نشستــه    از    آ لام     خستـــه ام

 

از آسمان  و ماه       و   ز سیل     ستاره   هــا

 

از      کوثر   از  باده  و  از   جام       خستــه ام

 

از چشم دل سیاه     خودم در    تمام       عمر

 

از چشم سبز   و  ظاهر      آرام        خسته ام

 

از  اتفاق       سادهء  جـــوزای       سا ل   پا ر

 

از دشمــن و   اهریمن    خود  کام    خسته ام

 

از هــــر چی شاعری بجهان بود یا کـــــه هست

 

از( مو لــوی) و( حافــظ) و( خیــام) خستـــــــه ام

 

از شعـــر ها و    از غـــزل و عاشقانــــــه   هــــا

 

از وحشــــــی ستمگر    بد   نا م خستـــــه ام

 

زادم که  خار چشم   عزیزان     خود     شوم ؟

(

مژگان ساغرم )   من از   این    نام   خسته ام

مژگان ساغر

 

جواب بسیار زیبا از دوست فرهخیته و شاعر م  محترم حشمت امید

 

به دوست عزیز وشاعرم بانو مژگان ساغر به رسم احترام بخاطر روز تولدش .

 

ای مهربان من ...

 

مبهم مخوان تو ماه ِ نفس های داغ را

بر هم مزن تو خواب دل انگیز باغ را

در فصــل سبــز ژاله و باران تو آمدی

شستی به جــام سینهء هر لاله داغ را

 

بی تو، دل شکسـتهء تقــــــویم تنگ بود

بی تو وجود شعر به ذهنم چو سنگ بود

با تو تمام ســـــــــال برایم بهــــار گشت

بی تو نه نوبهــــار نه جـوزا قشنگ بود

 

حشمت امید

 

/ 23 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشته

سلام وبلاگ نویس محترم ! خوشحالم که با شما آشنا شدم با تبادل لینک موافقید ؟ من بروزم با مطلب جدید ...... ای کودک افغان، بنازم به عمرت بنازم که نمی دانی دوران کودکی یعنی چی؟ بنازم به دستان کوچکت که به جای بازیچه، بار سنگین برمیداری ............... التماس دعا

ثانیه ها

سلام عالی بود یه سری هم به من بزنید موفق باشی[لبخند]

یونس قهرمانی

سلام مژگان عزیز، من هم بنوبه ی خودم سالروز تولدت را تبریک و تهنیت عرض نموده و از خداوند متعال عمر طولانی توام با نشاط وسرشار از سلامتی برایت آرزو میکنم زنده و جاوید باشی عزیز آرزوی من همین که عمرت دراز باد طبع وجود تو به طبیب بی نیاز باد

منصور

سلام... ممنون که بمن سر زدید... هرچند مدتی از روز تولدتون میگذره اما... این تبریک صمیمانه را از من پذیرا باشید... بازم آپم...بیا...خوشحال میشم نظر بدی... موفق باشی

یونس قهرمانی

درود مژگان عزیز، متشکرم که از من، گمشده ی در تنهایی ها ! سر زدی و با قدوم بهاری ات باغ قلبم را گلبارانش کردی سبز و زیبا و مانا بمانی عزیز. آری شعری که برای سعیدی سروده ام برایش ارسال کرده ام و با استقبال زیادی رو برو شد و در ویبلا گش نشر کرده است. تشکر از شما

مرسی از این اشعار پر معنی من که کیف کردم مرسی

جاوید شمس

با سلام! شعر زیبای تان را در خصوص زاد روزتان، که به زیبای هر چه تمام سروده شده بود خواندم و لذت بردم. اما دلیل این که چرا از این روز خسته استید را نمی دانم. انسان ها از رسیدن زاد روز شان شاد می شوند و انرا به شادی با دوستان شان تجلیل می کنند، هر چند سالی به سوی بزرگ شدن و بالاخره بسوی پیری نزدیک می شوند.

سید سجاد حسینی

باتشکر فراوان ازشما نویسنده وشاعره افغان زمین مطالبتان چون نامتان بسیار مشهود مشهور میباشد باشد که در نظرخلایق جهان مقبول افتد بسیار جالب بود موفق باشی دانشجوی دور از وطن در نصف جهان ایران

حامد

وبلاگ خوبی داری .خوشحال میشم به من هم سر بزنی[چشمک]