میوه ممنوعه

میوه ممنوعه

این روز ها و خون من و گردن  از شــما
صد ها بهانـه کردن و آوردن از شـــــمـا

سهوِ تو بود من که  صــمیمانه گفتـــمت
ممنوعه نیست میوه من، خوردن از شما

باغ بهشت را که خدا قســمت  تو کــــرد
در آتش اش کشیدن و افسردن از شـــما

قالی خوش نمای دلم را دریغ و حــــیف
چون خاک ره  ندیده و نشمردن از شما

مـن اختیار خویش به دســـت تو داده ام
دل را به غم شکستن و آزردن از شــما

گل کرده شاخه های پر از  میوه دلـــــم
گل را به باد دادن و پژمُردن از شـــمــا

آ ئینه نجابــــت مـــن عهد بـــستن هســـت
دل را بدست دیگری بســــپردن از شـــما
 
  این ساغر که پر ز شراب دو آتشه  هســــــت
با او جفا و جور و ستم  کردن از شــــــما

یک صد غزل به وصف نگاهت سروده ام
حالا تو لطف کن و بیا بردن  از شـــــمـا

مژگان  ساغر  شفا

 

/ 49 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاوه غرجی

سلام ساغر عزیز ادرس ات را در وبدوستی دیگری دیدم و شعر زیبایت را خواندم. عالی بود و استعداد تان قابل قدر. کلمات زیبا و ساده و صمیمی . همیشه همین طور بمانید.

ناجیه هنرفر

سلام مزگان عزیز خداکند خوشت امده باشد.شعر تو که همیشه زیبا و دلپسند است. امده ام خ.انده ام و لذت برده ام.[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][خداحافظ][گل]

م.و.ر

مژگان نازنین درود های بیکران من را بی پزیرید خوش حال شدم که با ویبلاگ زیبای شما و واژه های ناب کاربرده شما آشنا شدم ،درست گام نهادی و به درواز مرد پرور آمدی قدمت مبارک باد اگر خوش داشتی میتوانی لینک مان کنی درپناه پروددگار مان باشی ولی رحمکیان

ساز خدا

سلام.....خوشحال می شوم قلم رنجه کنید[گل]

یاسر

سلام مهربان! سرود زیبای تانرا خواندم. خانه پندار تان پر از صدای سرود باد. گندمزار با هندوکش بروز است. مهربانی![گل] سبز باشی

حدیث عشق

ساغر عزیز سلام! سهـــــــــو تو بود، من که صمیمانه گفتمت ممنوعه نیست میوه ی من، خوردن از شما دست مریزاد عزیزم! این است شعر یک شاعر اگاه و رسالتمند که الحق و الانصاف ستودنیست. البته از اینکه دیرتر رسیدم، مرا ببخش ، خوب اصلاً گناه از من نیست، چون مصروفیت ها چندان امان نمیدهد تا از دوستان زودتر خبر بگیرم. به هر حال موفقیت بیشتر برایت تمنا نموده، ساغر احساسات شاعرانه ات را سرشار از می شعر تمنا دارم. در ضمن با غزل تازه ای من هم منتظرتم. ارادتمند؛ سائس

فیروز خاور

سلام! ازقلم افشانیتان هنوز دور از سرزمین مادر خوشحالم موفق باشید!

نیلوفر

سلام بر تو ای بانوی آزاده؛ از خواندن وبلاگ پرمحتوی، شعرهای دلنشین و احساس پرشورت لذت بردم. من ترا دعوت به خواندن بخش پنجم وبلاگم می کنم، که در آن بخش به معضل محدودیت های زنان افغان پرداخته ام. امیدوار هستم که با قدم تابناکت بر من بتابی. اگر خواستی که وبلاگم را به لینک دوستانت پیوند بدهی ازت ممنون خواهم شد. ترا شاد و پیروز، قلمت را تواناتر و دلت را شوریده تر می خواهم.