به داکتر نجیب رئیس جمهور فقید و فرزند راستین کشورم !


روح تو شاد باد!

ای جان با شرف!

ای مرد ِ مردهای جهان پر از ریا!

ای مهر را خدا!

ای نیمه یی تمام من و مای نمیه جان!

ای قهر کرده ام !

ای رفته از میانه فراسوی کهکشان!

ای جان پاک تو!

همدست آفتاب

شب ها بروی بستر پاک تو با نیاز

ایستاده ماهتاب

ای درد بی دوای سرم را طبیب تو

ای همدم فقیر، ای حامی اسیر!

باشد بهشت جای قدم های پاک تو

ما را حبیب تو

*****

همچون پدر تو سایه سر بوده یی مرا

از حال زشت و نیک خبر بوده یی مرا

بعد از تو هیچ کس

از من نکرد یاد

بعد از تو

بی درنگ

اسب ستم به زیر قدم ها نمود ه است

صحرای طاقتم

بعد از تو، ای دریغ!

خشکیده شاخسار تنومند راحتم

******

بعد تو باز

هر که ز راهی رسیده ماند

از ساعت پسین و نخسیتن روزگار

دست سیاه و چرک

و آلوده با لجن

سوی دو تای گیسوی من یا که خواهرم

هر سو دراز شدند

*****

 سنگ صبور من !

وقتی ترانه ٔ  بد نام کردن

مام ام و دادرم

به دنیا فراز شد

بودا ز شرم

روی تن خاک توده شد

******

از پا فتاده ایم

ما مثل بید ها و

چنار کنار باغ

صد تیشه، صد تبر

صد ها گلوله

از خود و بیگانه خورده ایم

**********

آ یا شنیده ای ؟

بعد از تو

زیب و فر مرا

دزد برده است

بعد از تو گوش های مرا تیغ تن بُرید

بعد از تو وای

دست مرا

دست دیگری

از شانه بر کَنید

بعد ازتو پای

وای، نه

یادت نمی دهم

که مرا

پای رفتن است

سوی دیار نیستی و انتحار ها

دیگر بجای کار، ز هر سو شعار

انبوه مار ها

و سفر های سار ها

«ساغر»

 

/ 3 نظر / 26 بازدید
ملی

این روزهــــــــــــــا حس میکنم جایی را تنگ کرده ام!!! جایـــــی در قلــــ♥ــــب تــــو برای آمدن دیـــــــگری…

ماشا

سلام... خیلی خوشحالم که باز برگشتی و نوشتی..