زینت عزیز از تو به خاطر شعرت تشکر نمی کنم چون این شعر خیلی بیشتر از این حرفها می ارزد .زیرا به خاطر ارزشی که برایم دارد در اینجا نشرش میکنم تا باشد تا به سر زمین هندوستان و فرا تر از آن بال بکشد و ترا فریاد کند ، و مرا به تصویر بکشد.
ساغر
ساغر،برایم نوشته بود که سرما خورده ولی بازهم سعی کرده تا یکی از نوشته های طویل مرا بخواند وخوانده. من هم خواستم، پاسخ بنویسم و از سلامتی اش بپرسم. خواستم با یک سپید کوتاه، مخاطبش بسازم و در ادامه برایش بنویسم که حال و هوای سرایش ندارم و سخت دلتنگم. ....اما سپید رفت و همین غزل شد و با حال و هوای من هم آمیخت. بعد هر دو تصمیم گرفتیم که با شما تقسیم اش کنیم. فکر میکنم او در فیسبوک اش گذاشته باشد، من اینجا را انتخاب کردم. اهدا به دوست و خواهر عزیزم "مژگان ساغر" باریده ایی شبنمی ام قطره قطره تر بالی بده که گم شوم آنسوی زندگی این روزها که بیتو دلم غم گرفته است اندام ناقص اش همگی تلخ و ساقط است ............ گاهی صدای بغض مرا هم شنیده ایی ؟ ............... پنجشنبه، 2010/12/09 گپک : سلام! به دوستان نگاه ، اول اینکه خیلی دوست تان دارم و بعد اینکه زمستان روی غزلهایم میبارد و همه بهاری ها و آفتابی های مرا گرگ با خودش میبرد. با آنهم این غزل، چنانکه خودش میگوید،خود را سرود و لج کرد که در نگاه باشد. چون نگاه سپید ترین همصدا و همدم منست وهرچه میکارم در خود سبزش میکند. دوم :برای مقطع آن یک توضیح کوچک می نویسم و اعتراف میکنم که معلوماتم در این مورد خیلی پراگنده و تیت و پرک است. فقط میدانم که "ریشابه" و "مدیامه" از زبان سانسکریت گرفته شده. چنانکه میدانید از این نامها در نامگذاری راگها در موسیقی استفاده شده چون تصور میشود که منشا ءبسیاری از تات ها بر اساس صدایهای که در طبیعت وجود دارد نهاد گذاری شده.میگویند که مدیامه صدای شبیه گریه و های های دریا دارد. معنی دقیق آنرا از ماشین جستجو برای تان کاپی میکنم. من ولی خواستم فضای شعر را با صدای بغض که ظاهرا هیچ صدای ندارد، پیوند بدهم و سعی کردم یک حالت هجوم گریه و انکاراز گریستن را و خفه کردن آنرا درمتن غزل باتمثیل صدا در این واژه ها بپاشم و نمیدانم چگونه ریشابه و مدیامه به ذهنم هجوم آوردند ......"ریشابه" های مرده و "مدیامه" های بحر........ نمیدانم خوانش شما ازاین مصراع چه خواهد بود؟ برای من، ریشابه،مدیامه با ریم موسیقایی آن معنی میگیرد و با مرده و بحر می آمیزد .من در این مصراع یک صدای خفه درخلا را که فقط در ذهن ممکنست واقع شود، می شنوم. یعنی نمیدانمش،حسش میکنم. درست مثلیکه شما صدای شبیه ی ساز "شهنایی" را از دود یک نای آرام می شنوید و یا صدای پرنده زخمی و موج خورده برسنگ بحر را با هم در جوف گوش تان حس میکنید. درحقیقت اگر شما هر کدام این نامها را جستجو کنید به معنی های گوناگون میرسید که بیشترریشه موسیقایی دارند مخصوصا در موسیقی هند و شاید موسیقی مذهبی و کلاسیک آنان . اگرشما لاتین این دو کلمه را جستجو کنید به نتایج جالبی میرسید حتا ممکنست به نتایجی برسید که هیچ رابطه ی به آنچه که من نوشته ام، نداشته باشد. زینت -ریشابه Rishaba یا صدای مرغ چتکا ، ( نوع نام پرندهء در هندوستان) معادل صدا (ری) یا R.
برگ برگِ عاشقانه من ریخته پشت در
گاهی بریز به کوچه ی شب، آبیی نگاهت
طوفانی است فضای دلم درهوای پر
هی مهربان! بهشت بیاور زمینی تر
گم میکند ترانه ی من دست و پای سر
گنگ میشود ز زایش فریاد های کر
"ریشابه" های مرده و "مدیامه" های بحر
...
-مدیامه Madiama یا صدای مرغ بحری ،معادل (مه) M .
زینت نور
و اینهم شعری از فاضل نظری شاعر چیره دست پارسی به صدای خودم.
ای گل گمان مکن به شب جشن میروی
شاید بــــه خاک مرده ای ارزانی ات کنند
نظرات ()به مادر میهنم که سالهاست در خاک و خون می تند و تقدیم به آنهای که جان های مبارک شان در راه سر بلندی این مادر عزیز از دست داده اند.
مادر وطنم
-----------------
خدا نخواسته باشد تو را ز دست دهم
و یا به چنگ پلنگان نیمه مست دهم
تو را ز من چوبگیرند ، پاره پاره کنند
به دست دشمن خودخواه خود پرست دهم
وطن تو شیمه یی جان من و جهان منی
نمی شود به غلامان می پرست دهم
تو را به مثل دل خود به سینه می بینم
به جان عشق اگر میرم و ز دست دهم
فدای پیکر زخمی و قلب بیمار ات
چگونه دشمن اهریمنت شکست دهم؟
سرم نثار تو باد و فدای آزادی
خدا نخواسته باشد تو را ز دست دهم
2010/11/03
نظرات ()