بنام مادر بنام ان موجود زندگی بخش که از خون قلب و شیره جانش ما را پرورانید گر باز هزار با ر نو روز رسد روز نو و شبهای دلفر زو رسد بر این دل من کی گل شادی روید گر روز چو روز تلخ دیرزو رسد دوستان عزیز و مهربانم را سلامها ی بهاری نثار باد ! من از سفر پاریس بر گشتم و محبت هر یک تان را با چشم جان دیدم و با گوش دل شنیدم از اینکه در روز های نو روز از من یاد کرده اید ممنون تان .من میدانم من باید طبق وعده گزارش از هشت مارچ را مینوشتم اما بخت و وقت با من یاری نکردند . تا امدم تصاویر زیبا از پاریس را با گزارشی تهیه کنم نیز نشد . چون در او لین روز بر گشتم که شب سال نو بود عزیزی را در پاریس از دست دادم . او بعد از مادرم بهترین و نزدیکترین کسم بود او دعا گوی من بود او بود که من بودم اما تا برگشتم جهان را وداع گفت دو باره رفتم پاریس در مراسم بخاک سپاری اش شر کت کردم و با دامن دامن اشک او را بخاک سپردم و بر گشتم.و این بود سال نو و بهار نو برای من دیگر زیبایی های شهر پاریس برایم شادی افرین نبود دیگر به ان تصاویر تا دیر گاهی نخواهم نگاه کرد زیرا معذورم دارید . اما حال استم و به تمانی دوستان بار بار سر خواهم زد . بیاید برای شادی رو حش دعا کنیم چون او یک مادر بود مادر دردمند و مهربان مثل تمامی مادران.
نظرات ()

هشت مارچ
یا روز جهانی زن
این روز را در شهر ولقسبورگ آلمان از طرف مرکز فر هنگی و تحصیلات جشن گرفته اند .
و نقطه مر کزی این محفل من میباشم . که اشعار خود را بزبان دری فارسی و همچنان زبان المانی
خواهم خواند
از جمله لباسهای افغانی و زیوارت زیبا ی که توسط دست درست شده از ده روز به اینطرف
بنمایش گذاشته شده است
نام محفل سیب بی رنگ است و موسیقی افغانی در سر اغاز محفل در نظر گرفته شده.
ای زن افغان بگذار فریاد ات کنم از گلوی خود
بگذار جهانیان بدانند که تو استی و لی برای نیستی ات میکوشند و ترا می آزارند حق انتخاب همسفر زندگی را از تو می گیرند و ترا سنگسار میکنند
و ترا میفروشند .
حق گفتن را آشکارا ازتو گرفته اند
و ترا بیرحم پدر و برادر ت در قمار می بازد
و صورت قشنگ ات را زیر چین های
نازیبای چادری میپوشانند....
ووووو
و همسرو برادر ت اجازه لت و کوب ترا دارد
و انچه را که نباید
بر توروا می دارند .
گزارش مکمل را فرد ا بعد ازختم محفل خدمت تان پیش کش خواهم کرد .
با عرض حرمت
مژگان
Foyer des Bildungszentrums Wolfsburg
Neue Reihe stellt interessante Pers¿nlichkeiten im Bildungszentrum Wolfsburg vor
Das Bildungszentrum Wolfsburg l¿dt zur Begegnung mit einer Kursteilnehmerin und zugleich jungen Lyrikerin Mudzgan Schaffa herzlich ein.
Sie ...
Das Bildungszentrum Wolfsburg l¿dt zur Begegnung mit einer Kursteilnehmerin und zugleich jungen Lyrikerin Mudzgan Schaffa herzlich ein.
Sie ist in Kabul/Afghanistan geboren und lebt seit dem Jahr 2002 in Deutschland/Wolfsburg. Von ihrer Muttersprache fasziniert und sehr fr¿h von Themen wie Unfreiheit, Ungleichheit und Menschenverachtung ber¿hrt, beginnt sie schon mit 15 Jahren zu schreiben. Bedingt durch die Einsamkeit der ersten Zeit in Deutschland w¿chst die Zahl der geschriebenen Lyrik schnell an. Schaffa las im Herbst 2007 im Pen Club sowie Goethe Institut in Kabul. Am 7. M¿rz um 18 Uhr liest Sie im Bildungszentrum Wolfsburg in der Heinrich-Heine-Str. 36.
Obwohl nicht alle Texte auf Deutsch gelesen werden, sondern in der Muttersprache der Autorin, kann der Schmerz und die Leidenschaft des Wortes am Klang der Stimme von Schaffa m¿helos erahnt werden. Sie spricht das Thema der Unterdr¿ckung von Frauen in Ihrer Heimat an, und das nur einen Tag vor dem Internationalen Frauentag, der j¿hrlich am 8. M¿rz (leider nicht in allen L¿ndern) gefeiert wird. Nach der Lesung haben die Zuh¿rer die M¿glichkeit mit der Autorin ins Gespr¿ch zu kommen. Die Moderation des Abends ¿bernimmt die Abteilungsleiterin des Bildungszentrums Sylvia Mosur, die Schaffa zu dieser Lesung ermutigt und ins Bildungszentrum Wolfsburg eingeladen hat.
نظرات ()
تقدیم به خواهر کوچکم فرشته و برادر با دانش و مهربانم
فرزاد فرنود
مرگ
مرگ آغاز منست
درجهان دیگر
و طلوع دیگر
در جهانی که پر از وسوسه است
پر از وسوسه های پی هم
که به دنبال غم بی مرگی
به سراغم آید
08.01.07
نظرات ()